X
تبلیغات
بازی درمانی

بازی درمانی
منبع کمک درسی دانشگاه پیام نور کلاله

 فصل سوم

           

 

 

آموزش خودمهارگری به کودکان

 

برنامه آموزشی خودمهارگری به کودکان

خودمهارگری در ابتدا به کنترل جسمانی و حرکتی مربوط می شود و کنترل تخلیه یا آموزش تمیزی در این زمینه مورد توجه قرار می گیرد. با شکل گیری توانایی کودکان پیش دبستانی برای استفاده از واسطه های شناختی همچون تصویر سازی ذهنی و گفتار خصوصی،آنها توانایی مقاومت در برابر یک خواسته ، فرونشانی تکانه ها و به تاخیر افتادن ارضاء را فرا می گیرند که برجسته ترین این تواناییها بین سالهای 5 تا 7 الگی به وجود می آیند.( برکویتز،1982).

تعریف خودمهارگری

"خودمهارگری" به عنوان توانایی پیروی از درخواست ، تعدیل رفتار مطابق با موقعیت ،به تاخیر انداختن ارضاء یک خواسته یا یک کار و بطور کلی رفتار در چارچوب قابل قبول اجتماعی ، بدون مداخله و هدایت مستقیم فردی دیگر تعریف شده است .

اساس خودمهارگری ، توانایی فرد در کنترل ارادی فرایندهای درونی و بروندادهای رفتاری است . بنابراین خودمهارگری ، شامل کنترل تکانه ، به تاخیر انداختن خوشنودی ، انجام رفتارهای جامعه پسند و موارد مشابه می شود ( هارتر ،1982 ). همچنین خودمهارگری ذارای مولفه های شناختی ، هیجانی و رفتاری است و باعث تسهیل رشد اخلاق و وجدان اخلاقی می شود . به این ترتیب ، مهارت خودمهارگری بازتاب رشد خویشتن[1] است . برای اینکه فردی بتواند رفتارش را کنترل کند ، باید این نکته را کنترل کند ، باید این نکته را که او عامل علی یک رفتار است ، درک کند و متوجه باشد که رفتار و پیامد آن ، حاصل عملی است که او تا حدی می تواند بر آن کنترل داشته باشد . همچنین خودمهارگری بازتاب توانایی شناختی کودک برای ارزیابی یک موقعیت و مقایسه آن با هدایت های یادگیری شده قبلی است و نهایتا توانایی بیان یا هدایت تکانه[2] ها به منظور کاهش شدت آنها می باشد .

تحول خودمهارگری در فراخنای زندگی

کودکان از اوان نوزادی خودمهارگری را در خود رشد می دهند ، آنها از همان زمان می توانند سطح برانگیختگی خود را با رفتارهایی مثل مکیدن ، تکان دادن گهواره ، ایجاد سر و صدا از خود و ... تسکین دهند . از حدود 9 تا 18 ماهگی آنها می توانند خواسته های بزرگترها را اجابت کنند و رفتار خود را در برابر "نه" دیگران متوقف کنند.

در طول دوران نوپایی ( 4-2 سالگی ) خودمهارگری در دو جهت تحول می یابد :

1- بهبود و پیشرفت مهار تکانه ها

2- خود نظم جویی معطوف به هدف

البته گاهی شاهد از دست دادن خودمهارگری هستیم ، در هر حال تلاش برای خودمهارگری از این پس برای تمام زندگی در سطوح مختلف ادامه می یابد.

تحقیقات دانشمندان از جمله میشل[3] نشان می دهد کودکانی که خودمهارگری بیشتری دارند ، از حدود چهار سالگی توانایی کنترل خود را دارند و در ده سال بعد توانایی تحصیلی بیشتری خواهند داشت . همچنین واکنش های آنها منطقی تر ، باکفایت تر و ماهرانه تر خواهد بود ، تمرکز آنها بیشتر بوده و امکان کار با برنامه ریزی را خواهند داشت و در برابر ناکامی موفق تر عمل خواهند کرد . بنابراین توانایی به تاخیر انداختن ارضاء خواسته ها در دوره کودکی کسب می شود و با بالا رفتن سن افزایش می یابد ( میشل و متزنر[4] 1962). در واقع یکی از خصوصیات عمده بلوغ اجتماعی همین قدرت انجام وظیفه در شرایط تقویت با درنگ است . به تاخیر انداختن ارضای خواسته ها نمونه ای از خودمهارگری به حساب می آید و پذیرفتن یا تحمیل معیارهای خواص برای پاداش دادن به خود ، نمودی دیگر از خودمهارگری است .

مولفه های خودمهارگری

خودمهارگری دارای سه مولفه اصلی است :

1- اطاعت

2- درونی سازی

3-وجدان اخلاقی

1)اطاعت:به میزان پیروی کودک از رهنمودهای مراقبان اشاره دارد و شامل پاسخ فوری و مناسب کودک به درخواست یک بزرگسال است . بنابراین علت وقوع رفتار مطیعانه ، برآورده کردن "خواسته" والدین است . اطاعت می تواند از همانندسازی نیز حاصل شود . از آنجا که کودک می خواهد مورد علاقه فرد دستور دهنده باشد ، پس از او اطاعت می کند. کهلبرگ (1969) این فرایند را مرحله دختر خوب – پسر خوب نام گذاری کرده است .

2) درونی سازی: در بین فرهنگ ها و در مطالعه سیر تکاملی تمدن ها ، همواره کنترل درونی جایگزین کنترل بیرونی رفتار کودک شده است . این گونه پیشرفت به عنوان کارآمدترین وسیله کسب اطمینان از رعایت نظم اجتماعی و اخلاقی تعبیر شده است ( هارتر ، 1982 ) . منشاء خودمهارگری در تعامل اجتماعی و درونی سازی ارزشهای دیگران نهفته است .

3) وجدان اخلاقی: درونی سازی ، رشد وجدان اخلاقی را در پی دارد . اعتقاد به این جامعه پذیری اخلاقی ، با مولفه های عاطفی ، هیجانی ، رشد شناختی و مولفه های رفتاری مرتبط است (برودی[5] و شیفر[6]1982 ) .

 آموزش به مربی / آماده سازی برای آموزش خودمهارگری

مربیان عزیز که به یاری خداوند وظیفه آموزش و تقویت خودمهارگری را به نونهالان این مرز و بوم بر عهده دارند ، باید نکات زیر در مد نظر خود قرار دهند :

در مهد کودک ( یا دبستان ) همواره کودکانی هستند که علی رغم اینکه می دانند کارشان اشتباه است ولی نمی توانند خود را مهار کنند و به کار نامطلوب خود ادامه می دهند . خوب است بدانیم که این مواترد مربوط به تکانه هایی است که کودک نمی تواند آنها را مهار کند و مربی با صبر و حوصله و بکارگیری نکات اموزشی مربوط به خودمهارگری و استفاده از خلاقیت خود می تواند این مهارت را در کودک پرورش داده و آن را ارتقاء دهد .

از زمان نوپایی می توان حساسیت کودک را نسبت به پریشانی دیگران و نیز رعایت حقوق دیگران رعایت نمود.

 

 

تمرین های عملی

تمرین های زیر آمادگی کودک و مراقب را برای آموزش برنامه خودمهارگری ارتقاء می دهند.

1.وقتی کودکی نمی تواند خودش را کنترل کند ، تلاش کنید بجای ابراز عصبانیت یا غرولند کردن ، قاطعانه درباره نقش کودک در ایجاد ناراحتی دیگران صحبت کنید و پیامد رفتار کودک را به او تذکر دهید.

2.وقتی قرار است درباره پیامد رفتاری با کودک صحبت کنید ، نگاه خود را از بالای پیشانی کودک به پایین معطوف کنید . شانه هایش ر ا بگیرید (بدون فشار) و توجه او را به صحبتهای خود معطوف کنید . از طولانی کردن صحبت ، پرهیز کنید . از او سوال کنید :"این کار تو چه احساسی را در دوستت ایجاد کرد ؟ "... گفتگو را تا شنیدن پاسخ مناسب با سوال کردن پیش ببرید .

3. به منظور کسب موفقیت ، سعی کنید تا در کودکان "احساس جدیدی از زمان آینده " ایجاد کنید ، در این صورت وقتی کودکان نسبت به زمان آینده هوشیار می شوند ، کشف می کنند که چیزهایی که می خواهند ، همواره در دسترس آنها نیست و یا اغلب بعد از کمی تاخیر در اختیار آنها قرار می گیرد . شما وقتی به نتیجه مورد نظر خود دست می یابید که نحوه پاسخ دادن شما دقیق و درست باشد . مثلا وقتی تاخیری را از کودک انتظار دارید مراقب باشید که او به شما یادآوری نکند ، چرا که بسیاری از مراقبین کودک ، قولهایی می دهند که یادشان می رود و این امر خودمهارگری کودکان را سست می کند . وقتی کودکی به مراقب (مربی) خود اعتماد می کند ، انتظار کشیدن را فرا می گیرد .

4.زبان و تخیل از مهمترین ابزارهای کارآمد برای مدیریت تکانه ها هستند . می توانید:

به کودکان آموزش دهید تا درباره خواسته های خود حرف بزنند .

به کودکان آموزش دهید تا شمرده صحبت کنند . کودکانی که شمرده تر صحبت می کنند ، شانس بیشتری برای ارضاء خواسته هایشان دارند .

کودکان با ارضی خیالی خواسته ها  که از پیش یاد گرفته اند ، می توانند تکانه های خود را کنترل کنند.

5- از فن تغییر توجه استفااده کنید. به این ترتیب که:

- وقتی هدف ممنوعه توجه کودکان را به خود جلب کرده است ، تغییر توجه کودکان به یک هدف جایگزین ، یکی از بهترین فنون است.

- وقتی از کودکان خواسته می شود در برابر وسوسه مقاومت کنند ف آنها از انواع راهبردهای کلامی استفاده می کنند . از قبیل ارام با خود سخن گفتن ، آواز خواندن درباره ناراحتی و پریشانی خود . و دلداری دادن خود . یک پسر 5 ساله وقتی با احساس بدی درباره چیزی روبرو می شد می گفت :

به خود می گویم "قهرمان، گریه نکن" و بعد می توانم جلوی گریه ام را بگیرم .

از طریق تصویر سازی ذهنی هم کودکان می توانند موقعیت هایی را تجسم کنند که به حل مساله بیانجامد.

6- خودمهارگری به ظرفیت همدلی ، تفاوت مزاجی کودکان ، کیفیت دلبستگی مادر و کودک ، و هوش بهر کودک بستگی دارد .

آموزش خودمهارگری

اکنون اگر مربی (مراقب) کودک آمادگی های لازم را ایجاد کرده باشد ، می تواند آموزش برنامه زیر را به دقت شروع کند:

شرایط لازم:

- قبل از هر چیز لازم است کودکان با مفاهیم "یا" ، "نه" ، "و" آشنا شوند .

- چنانچه ممکن است مفاهیم "اگر" ، "پس" و "ممکن است" را هم به کودکان بیاموزید.

اهداف آموزشی

هدف کلی

پس از آموزش این برنامه کودک (8-6 ساله) باید بتواند برای اجابت خواسته های خود حداقل 5/2 دقیقه صبرکند.

اهداف فرعی

الف) تقویت توانایی حل مساله

ب) تغییر توجه برای مهار خود

ج) به تاخیر انداختن خواسته یا تقویت تحمل

د) افزایش آرامش برای تقویت مهار تکانه ها

روش اول: آموزش حل مساله[7]

هدف آموزشی: کودک بتواند در برخورد با مسائل خود از روش حل مساله استفاده کند.

پیشنهادهایی برای آموزش

همه ما با مسائلی روبرو هستیم که گاهی نمی توانیم از عهده آن برآییم . به کودک یاد بدهید که برخی مسائل در حیطه توانایی ما نیست. ولی اغلب مسایلی که ما را ناراحت می کنند ، برای ما قابل حل هستند.

روش آموزش

مقابل کودکان بایستید و سوال کنید : بچه ها شما فکر می کنید هر کاری که بخواهید می توانید انجام دهید؟... اگر کودکی گفت آری ، یک کار ناتوان کننده به او پیشنهاد کنید و ... سپس نتیجه گیری کنید که ما بهتر است یاد بگیریم مسایلی وجود دارند که در حل آنها نیاز به کمک داریم و بعد چند مثال بزنید: نظیر جابجا کردن کتابخانه ، تعویض پرده ها ، آوردن وسیله ای از بالای کمد دیواری و ...

نمونه هایی از مسایلی که بچه ها با ان روبرو می شوند و معمولا از روش های غیر منطقی یا ناکارآمد برای حل آنها استفاده می کنند را برای کودکان، مثال بزنید.

روش آموزش

داستانهای کوتاهی برای انتقال این مفهوم که ما از برخی از روشهای حل مساله و رفع مشکل برای حل مسایل می خواهیم استفاده کنیم را تعریف کنید. بهعنوان مثال: داستان کودکی را تعریف کنید که برای هر کاری و هر مشکلی گریه می کند و یا داستان کودک دیگری را بگویید که دیگران را می زند .. و تاکید کنید که کودک قصه شما به جز روشی که انجام می داد ، راههای دیگری را برای حل مشکلش بلد نبود . تاکید کنید که کودک قصه بجای اینکه فکرش را به کار بیاندازد ، از احساسش استفاده می کرد و ناراحتی خود را نشان می داد...

بررسی کنید که آیا بچه ها با کلمه مشکل آشنا شده اند ؟ آیا بچه ها توانسته اند درک کنند که یک راه حل برای همه مسایل مناسب نیست ؟

همواره تاکید کنید که باید از روش های مختلف برای حل مشکلات متفاوت استفاده کرد.

آموزش مراحل حل مساله

روش

1- تدریس الگو

2- ایجاد موقعیت

 

یادداشتی برای مربی

مربی باید این فن را به خوبی بداند . این برنامه براساس راهنماییهای مایشن باوم و گودمن (1971) طراحی شده است . باید از کودکان خواست تا به چهار سوال اصلی زیر پاسخ دهند ( هنگام تدریس ضمن ارائه مثال ، باید به زبان کودک صحبت کنید).

1. مساله من چیست ؟ یا چه باید بکنم؟

2. به چه شکل می توانم آن را حل کنم ؟ یا چه طرحی دارم ؟ یا چکار می توانم بکنم؟

3.آیااز طرح[8] خود استفاده می کنم ؟ یا کدام راه حل از راههای فوق بهتر است؟

4.چگونه عمل کردم؟

پاسخ بچه ها به سوال اول ، توجه آنها را به کار یا عمل خاص جلب می کند . اگر فرد به پاسخ سوال دوم برسد یاد می گیرد برای یک مساله ، راه حل های متعددی طراحی کند . از آنجا که کودکان با روحیه بازتری با میائل روبرو می شوند ، بهتر است ضمن استفاده از برنامه " بیان احساس و فکر"[9] برای نتیجه گیری سریعتر ، در خلال انجام کار سومین سوال را چندین بار از خود بپرسند . این سوال باعث می شود آنها طرح های خود را تصحیح کنند و بر اعمال خود نظارت و کنترل بیشتری داشته باشند . پاسخ به سوال سوم ممکن است یکی از شکل های زیر را در پی داشته باشد :

الف) بله ، طرحی را که ریخته ام ، اجرا می کنم و کار به خوبی پیش می رود .

ب) بله، طرحی را که ریخته ام  اجرا می کنم ، ولی برای عملی شدن کار باید راه بهتری را پیدا کنم . پس راه حلم را عوض می کنم.

ج) نه ، راه حلم را فراموش کردم ، پس از نو شروع می کنم .

د) نه، طرحم را فراموش کردم ولی کاری که اکنون انجام می دهم خوب پیش می رود ، پس از طرح جدید استفاده می کنم.

یعنی کودکان بجای بیان نکات کلی و احساس کردن ماجرا و مساله ، جزئیات طرحی را که دنبال می کردند و یا از آن صرف نظر می کرده اند را با آرامش تکرار می کنند . بعد از پایان کار ، کودکان چهارمین پرسش را از خود می پرسند (یعنی "چگونه عمل کردم؟") آنها می توانند برای ارزیابی وقت ، رفتار متناسب با کار و احساسی که درباره کار خود دارند ، فعالیت کنند.

برای ارزیابی کار خود می توانیم  کودکان را آموزش دهیم که این گونه بیان کنند :

- آنچه از من خواسته بودید انجام دادم و آن را سریع و آرام به اتمام رساندم .

- طرح یا راه حل را به خوبی دنبال کردم .

- در حین انجام کار فکرهایم را به خوبی بیان کردم.

- نمی توانستم در جای خود راحت بنشینم ،ولی کار خود را به پایان رساندم.

- نمی توانستم مساله(معما) را حل کنم ، ولی سعی خود را کردم.

- خیلی خوب بود که راه بهتری پیدا کردم.

این ارزیابی، تعارض بین کودک و مربی را کم می کند . لزومی ندارد که مربی همه راه حل ها را به کودک یاد بدهد ، فقط باید تعوجه داشت که جملات و نحوه بیان ساده و متناسب با فهم کودک باشند .

تدریس الگو

مربی از طریق الگو گیری ، فعالیت هایی که بتدریج دشوارتر می شوند را به کودکان معرفی می کند . فعالیت های واحد کاری مهد هم می توانند موضوع این الگو باشند . مربی به بیان یک طرح مناسب یا موانعی که بر سر راه آن طرح وجود دارد می پردازد . شاگردان با پیروی از الگوی مربی ، ضمن تغییر نوع کار ، شیوه حل مساله و بیان فکر را یاد می گیرند . در اینجا دو برنامه معرفی می شود . توجه کنید که در هر دو برنامه :

الف) مساله بیان می شود .

ب) طرح های مختلف پیشنهاد می شود .

ج) نمونه هایی از مقابله با خطا نشان داده می شود.

د) نحوه استفاده از طرح ، تحت نظارت مربی انجام می گیرد .

ه) مربی عملکرد خود را ارزیابی می کند.

برنامه اول، بیان فکر و حل مساله

مواد لازم

- تصاویر بزرگ راهنما برای یادآوری چهار مرحله یا چهار سوال

- برگه های حاوی شکل ( مربع ، دایره ، مثلث ) برای رنگ کردن

- مداد رنگی

- تخته سیاه کوچک یا کاغذ 4A

- مرور دو سوال اول و افزودن سوال های بعدی به آنها

 

مراحل انجام کار

الف) معرفی برنامه و بیان مقدمه ای برای آشنایی کودکان:

به عنوان مثال یک داستان تعریف کنید که در آن از چهار سوال اساسی که ذکر شد ، استفاده شده باشد و متناسب با هر مرحله از آموزش ، به داستان خود ادامه دهید.

تصویر های زیر را تهیه کنید و به کودکان نشان دهید:

1. تصویر توپی که بالای درخت بلندی قرار دارد و کودکی از پایین به آن نگاه می کند و می گوید :

" مساله من چیست ؟"

2. تصویر کودکی هیجان زده همراه تصویر لامپ روشنی کنار سر او که می گوید:" به چه شکل می توانم آن را حل کنم ؟"

3. تصویر کودکی که میله ای را در دست دارد و آن را به توپ می زند و می گوید : " آیا از طرح خود استفاده کنم ؟"

4. تصویرتوی که در آغوش کودکی خوشحال است و او می گوید : " چگونه عمل کردم ؟

ب ) تمرین برنامه اول :

مربی: ( برگ ها را نشان دهید ) ، " خوب بچه ها شما همه در رنگ کردن شکل مهارت دارید ما حالا می خواهیم در رنگ کردن فکرهای خودمان را بیان کنیم و مثل داستانی که برایتان تعریف کردم ، تمرین کنیم . " ( به دایره اشاره کنید ) . " مساله ما ایناست ( تکرار کنید ) که بتوانیم این شکل را به بهترین وجه رنگ کنیم و از خط هم خارج نشویم . مساله شما این است که بتوانید مثل من کار کنید و کاری که من انجام می دهم را تکرار کنید ، پس مساله شما چیه ؟ ( به تصویر راهنما اشاره کنید ) ... خوبه ."

مربی : ( برگهای شکل ترسیم شده را میان کودکان توزیع کنید و خودتان هم یک برگ بردارید . دایره ای را که حاشیه ضخیم دارد را انتخاب کنید). " خوب بچه ها حالا هر کدام از ما یک ورق برمی داریم که این شکل ( شکل دایره ) روی آن کشیده شده باشد . مساله این است که شکل را به بهترین شکل رنگ کنیم و از خط خارج نشویم . یک مداد رنگی بردارید ، من هم یکی برمی دارم."

مربی: " مداد رنگی را در دست داریم ". کودکان باید همه سوال ها و پاسخ ها را تقلید کنند .

سوال: " "مساله من چی بود ؟" ( تکرار توسط بچه ها)

پاسخ: " من باید این دایره را رنگ  کنم و از خط خارج نشوم ." ( تکرار بچه ها)

سوال: " چه جوری می تونم مساله ام را حل کنم؟"

پاسخ: ( قبل از شروع کار ، این جملات را چند بار بگویید تا بچه ها آنها را تکرار کنند :" آهسته (یواش) کار می کنم . از حاشیه دایره شروع می کنم . بعد می تونم سریعتر به وسط آن برسم . بسیار خوب، شروع می کنم . بعد می تونم سریعتر به وسط آن برسم . بسیار خوب شروع می کنم ( رنگ آمیزی را شروع کنید)."

این کار را تا پایان مرحله چهارم حل مساله ادامه دهید.

روش دوم : تغییر توجه برای مهار خود

این روش برای کودک ، وقتی که دچار یک حادثه می شود مفید است تا او بتواند توجه خود را تغییر دهد.

 

یادداشتی برای مربی

هدف این برنامه بالا بردن مهارت خود در موقعیتی است که کودک برای فردی دیگر مزاحمت ایجاد می کند و یا هدف کنترل خود ف به هنگام بروز دعوا و درگیری بین کودکان است . بنابراین شما باید قبل از شروع برنامه مثال هایی بزنید و رفتار کودکان را توصیف کنید . سپس بگویید "خیلی جالب و خوب خواهد شد اگر به کسی که قصد دارد برای ما مزاحمت ایجاد کند به جای دعوا ، کم محلی کنیم .این کار باعث می شود او به آزار خود ادامه ندهد و ما هم یک رفتار مطلوب و مثبت را یاد می گیریم ." برای گفته های خود ، مثالهایی بزنید ، شما باید رفتار مورد نظر را در هر گام تعریف کنید. صلاحیت کودک را در نظر بگیرید و فعالیتهای مورد نظر را ارزشیابی کنید. در ارزشیابی دقت کنید آیا کودک رفتار "کم محلی" را بلد است ، آیا مشوقی برای اینکار وجود دارد ؟

الف) ایفای نقش برای یادگیری رفتار کم محلی ( یا نادیده گرفتی)

موقعیتی را فراهم کنید (طبیعی یا فرضی) ، تا عمل فوق را به نمایش بگذارید . دو نفر از کودکان را برای نمایش به جلو دعوت کنید.همه پاسخ های مناسب و نامناسب را مشخص کنید . نمایش را طوری طراحی کنید تا کودکان هم عمل نادیده گرفتن و هم غیر آن را تشخیص دهند . حالا یک موقعیت مشکل را مطرح کنید . مثلا " به کسی که شما را حل می دهد توجه نکنید " یا " اگر کسی برای شما شکلک درآورد به او نگاه نکنید یا سرتان را برگردانید و رفتار او را نادیده بگیرید " یا " به کسی که به شما توهین ( حرف بد می زند ) میکند ، محل نگذارید."

1- یک نمونه را اجرا کنید :

یک بار با عمل دعوا و درگیری

یک بار با عمل نادیده گرفتن

2-کودکان را دو به دو وادار کنید تا به ایفای نقش بپردازند .

3- حالا همه گروهها را یکی کنید تا این نقش را بازی کنند ( یکی از بچه ها به دیگری شکلک دراورد و کودکان دیگر کار کودک دوم را ارزیابی کنند. مثلا بچه ها چطور بود ؟ او توانست کم محلی کند؟ ...

4- مثلا فرضی را بررسی کنید ، ببینید آیا کودکان این عمل را یاد گرفته اند ؟

مثلا : حالا... شما فرض کنید کسی به شما شکلک درآورد ، شما چکار می کنید ؟.. تو چی؟... یکی یکی از بچه ها سوال کنید.

ب) برنامه نگهداری رفتار

چگونه می توان اثر آموزشهای عملی را تداوم بخشید ؟

موارد زیر نمونه هایی از نحوه عملکرد مربیان برای نگهداری و بقای رفتار مثبت کودکان است .

کودکانی که از رفتار نادیده گرفتن استفاده می کنند را در هر موقعیتی تشویق و تحسین کنید.

از تشویق کلامی استفاده کنید " مصطفی ، از این که واقعا سعی می کنی لگد زدن مجید را به پشت صندلیت نادیده بگیری احساس غرور می کنم" یا "مبینا ، وقتی که تو به کارت ادامه می دهی و سروصدای الهام را نادیده می گیری ، لذت می برم " این تذکرها باید بلند باشد به نحوی که کودکان دیگر بشنوند.

- از روش تقویت تعهد و ارائه تشویق استفاده کنید. این کار می تواند فردی یا گروهی باشد .

روش فردی تقویت تعهد و ارائه تشویق: " اگر موقع نقاشی کشیدن یا خواندن سرود ، سر و صدای الهام را نادیده بگیری می تونی در مرتب کردن کلاس به من کمک کنی ."

- از روش تقویت تعهد و ارائه تشویق به صورت گروهی استفاده کنید : " اگر همه بچه ها بتوانند از این لحظه تا موقع تغذیه یا تنفس ، صحبت و کار بیهوده همسالان را نادیده بگیرند ، 5 دقیقه به مدت بازی اضافه می شود یا یک بار بیشتر در حیاط بازی می کنیم ."

- نحوه نظارت و کنترل را به کودکان بیاموزید. به عنوان مثال ، کودکانی که نادیده گرفتن را تمرین کنند ، می توانند با کشیدن نقاشی عمل خود ، کارت امتیاز بگیرند . مهم نیست که کودکان چقدر با معیار شما هماهنگ باشند ، ولی با این روش انگیزه خودمهارگری افزایش می یابد.

- می توانید ایفای نقش را به موقعیت منزل هم تعمیم دهید.

روش سوم: به تاخیر انداختن خواسته ها (تحمل)

هدف شما این است که کودکان با به تاخیر انداختن خواسته ها تکانه های هیجانی خود را مهار کنند .

پیشنهاداتی برای آموزش تحمل

الف) از همه کودکان بخواهید خوراکی های خود را روی میز بچینند و به آن دست نزنند. قبل از شروع به خوردن ، به مدت 30-15 ثانیه ضمن عدم حرکت ، دعا کنند ویا یک جمله یا  شعر دسته جمعی بخوانند . این کار را می توانید با چیدن اسباب بازی ها ، دیدن یک کارتن جذاب که تیتراژ آن متوقف شده است و یا ... انجام دهید. در مراحل بعدی می توانید زمان را اضافه کنید ( تا 5/2 دقیقه ظرف حداقل 3 هفته برای کودکان 6 ساله و 2 هفته برای کودکان دبستانی).

شاخص موفقیت: کودکان این سن ( 8-6 ساله ) تا 5/2 می توانند خواسته خود را به تعویق بیاندازند وما میتوانیم تا یک دقیقه این سقف را اضافه کنیم .

رفتار صحیح : کودک با آرمش وبدون حرکت به سمت غذا یا شی دمدت زمان داده شده ،خواسته خود را به تاخیر می اندازد وضعیت را تحمل می کند.

ب) یک بازی پر تحرکراه بیاندازید ، همراه با موسیقی وسپس هر یک دقیقه با توقف موسیقی،از کودک بخواهید بدون ترک بازی وبون کلام، سر جای خود ایست کنند.هر کودکی که حرف زد یا حرکت کرد،از دور خارج می شود . مدت توقف در روز اول 5ثانیه است وروز دوم 10ثانیه می شود ومدت آن در روزهای بعد (تا زمانی که مدت توقف به یک دقیقه برسد ) بیشتر می شود .با کودکانی که نتوانسته اند تحمل کنند حرف بزنید (تو چی شده که نتونستی ؟... دوست داری دوباره بازی کنیم ؟...این دفعه تمام تلاشت را بکن . چون من دوست دارم همه بچه ها بتوانند این کار رو انجام بدهند و...)

شاخصهای موفقیت:

کودک بدون حرکت و بدون کلام تا پایان بازی بایستد .

کودک عصبانی و ناراحت نشود.

کودک اتز فرمان اطاعت کند .

ج) بازی "زو" در این بازی از این کودکان می خواهیم تا بدون توقف ، یک نفس ، یک حرف را بکشند و سعی کنند تا طاقت خود را افزایش دهند.

د) " تمرکز نگاه" ، از کودکان بخواهید یک نفس عمیق بکشند و به یک نقطه نگاه کنند و در این موقع نه پلک بزنند و نه حرکت کنند.

روش چهارم : آموزش تنش زدایی به کودکان برای تقویت مهار تکانه ها

هدف از این روش آن است تا کودکان بتوانند در برابر محرک های تنش زا به آرامی خود را کنترک کنند.

مقدمه ای برای آشنایی کودکان

کودکان را با اهمیت آرامش آشنا کنید.

از آنها سوال کنید :"آیا وقتی کاری را با آرامش انجام می دهید لذت می برید یا وقتی که کاری را با عصبانیت انجام می دهید؟"

برای کودک مثالهایی بزنید.

روش ها

هر روز یک بار در ابتدای برنامه های مهد و یک بار در انتهای آن و در صورت تمایل یک بار در وسط برنامه ها ( ساعت 10 ) یکی از تمرین های زیر را با کودکان انجام دهید.

الف) دستورالعمل آموزش تنش زدایی (رابطه با بدن ، آشنایی با بدن و تجربه احساس آرامش عضلانی)

دستورالعمل زیر توسط مربی اجرا می گردد . مربی روبه روی بچه ها می ایستد.

تا حد امکان ، کفشها را درآورید و بایستید ، حالا تمام عضلات بدن را شل کنید . حالا مثل عروسک خیمه شب بازی بالا بپرید ( مربی الگوسازی کند) شانه ها را رها کنید و تمام بدن را آرام کنید . حالا دوباره بالا بپرید (حداقل 5 بار) ، حالا بایستید ، نفسی تازه کنید . حالا روی صندلی بنشینید . چشمانتان را آهسته ببندید و استراحت کنید (یک دقیقه یا 30 ثانیه ، مدت زمان لازم برای انجام این تمرین 7-5 دقیقه است).

ب) دستورالعمل آموزش تنش زدایی ( تمرین نفس)

حالا بایستید ، یک دست را روی شکم و دست دیگر را پایین شکم و یا گودی کمر قرار دهید . موقع دم ، دستها را از هم باز کنید . هوا را کاملا وارد کنید و موقع بازدم ، دستها را به هم نزدیک کنید . موقع دم ، با دو شماره یک ... و دو ... شکم خود را پر از هوا کنید ، حالا با 4 شماره یک ، دو ، سه و چهار هوا را خارج کنید (نشان دهید) . این حرکت را چهار بار تکرار کنید . بعد سوال کنید :"چه احساسی دارید ؟" درباره احساس کودک با او صحبت کنید و تلاش کنید او احساس آرامش پس از تمرین را از احساس قبل از استرس متمایز کند.

ج) دستورالعمل آموزش تنش زدایی (آموزش سخن گفتن آرام و شمرده)

به مدت دو دقیقه یک متن را برای کودک بخوانید و با هر نفس یک کلمه بگویید . از کودک بخواهید که بعد از شما کلمات را تکرار کند و مابین هر کلمه یک نفس عمیق بکشد . این کار او را وادار می کند که آرام و شمرده حرف بزند و باعث می شود که کودک آرامش ذهنی پیدا کند .

ارزشیابی

برای ارزشیابی این قسمت از برنامه ، باید متوجه علائم اضطراب در کودکان باشیم . معمولا حرکات اضافی ، بیقراری ، ناخن جویدن و... بعد از این تمرین کاهش یافته و تحمل کودک افزایش می یابد[10].

برای ارزشیابی کودکان می توانید قبل و پس از اجرای برنامه از ضمیمه ارزشیابی خودمهارگری کودکان که در انتهای کتاب آورده شده است ، استفاده کنید.

 

فصل چهارم

   

 

            آموزش همدلی به کودکان

 


نکات کلی

فرض اساسی در تربیت و آموزش مهارت های اجتماعی و برنامه آن ، این است که فقر مهارت های اجتماعی موجب منزوی و طرد شدن فرد از گروه همسالان می شود . به همین جهت ، هدایت مستقیم و آموزش فراگیر مهارتهای اجتماعی در مدارس ابتدایی و سنین پایینتر باعث پذیرش اجتماعی فرد در مراحل بالاتر خواهد شد. تجارب و مطالعات گسترده نشان می دهند کودکانی که از مهارتهای اجتماعی برخوردار هستند ، اجتماعی تر بوده ، مشارکت پذیری ، اعتماد به نفس و نوعدوستی بیشتری داشته و کمتر تنها می مانند و در مقایسه با کودکانی که مهارتهای اجتماعی کمتری دارند از دوستان بیشتری برخوردارند ( نیوکامب[11]، بگ ول[12]،1995 ؛ والکر[13]، شوارتز[14]،نیپولد[15]،ایروین[16] و نوئل[17] ، 1994 به نقل از شافر و دیگران ، 2000). کودکانی که توسط همسالان طرد میشوند دارای مشکلاتی در مهرتهای اجتماعی بوده ، فرصت های برقراری ارتباط اولیه را از دست داده ، موقعیت های اجتماعی را تشخیص نداده و قادر به یافتن شریک در ارائه واکنش های خود نخواهند بود ( داج و دیگران ، 1986 به نقل از شافر و دیگران ). ایجاد هماهنگی بین احساسات کودک و دیگران یکی از مهمترین اهداف آموزش مهارتهای اجتماعی است که لازمه آن همدلی است . همدلی مکانیزمی است که بر تحول اخلاقی کودکان تاثیر می گذارد.

تعریف همدلی[18]

گوش دادن و همدلی کردن از مهارتهای ضروری است که به ارتباط با دیگران مربوط می شود . ااغلب ما 70% از روز را به برقراری ارتباط و 45% این زمان را به گوش دادن اختصاص می دهیم . ما همه می خواهیم گوش کنیم ( ولی همسران فقط 20-10 دقیقه در روز با یکدیگر صحبت می کنند ) . گوش دادن واقعی ، چیزی بیش از شنیدن لغات می باشد ، گوش دادن واقعی به معنی واقعا فهمیدن و پذیرفتن پیام اشخاص دیگر ، موقعیت و احساسات آنها است . همدلی به معنی فهمیدن دیگری به گونه ای است که با او هویت می یابید و احساس می کنید شبیه او هستید . درمانگرانی که می توانند خوب این کار را انجام دهند ، دوستان خوبی به حساب می آیند ( برگر[19] ، 1987 به نقل از پاتن[20] ، 2001 ). هافمن[21] معتقد است که رشد اخلاقی ، ظرفیت و توانایی فرد در کنترل رفتار خود از طریق در ظر گرفتن تاثیر آن بر احساس ها و تجارب افراد دیگر است . ریشه این ، قدرت " خود را به جای دیگری گذاشتن " را ابید در مطالبی که والدین در توضیح و توجیه تاثیر رفتار کودک بر دیگران می گویند ، جستجو کرد توانایی و ظرفیت همدلی ، مستلزم قدرت تجرید و انتزاع فراوان است و معرف حالت نسبتا پیشرفته ای از رشد اخلاقی است.

همه والدین امید دارند فرزندانی تربیت کنند که واجد ویژگی های اخلاقی قوی ، ظرفیت دلسوزی و غمخواری[22]، مهارتهای ضروری که سلامت فرد را تضمین می کنند ، و روابط رضایت بخش با دیگران باشند . در طول زندگی ، کودکان و بزرگسالان باید به طور مشارکتی[23] و همدلانه برای خانواده ، جامعه و گروه همسال کنش وری داشته باشند . همدلی یا قادر بودن به درک احساس دیگری در قلب اخلاق و تحو اجتماعی قرار داشته و فرد را در جهت انجام کارهایی برای دیگری برمی انگیزد ( آیزنبرگ[24] و فابس[25] ، 1998 ، توریل[26] ، 1998 ) . همدلی برانگیزاننده کنش ها ، قضاوت و اصول اخلاقی است ( توریل ، 1998) و درک دیگران را امکان پذیر ساخته و موجب گسترش رفتار جامعه پسند می شود (پاتن ، 2001 ) . همچنین همدلی به عنوان " توانایی تطبیق خود از نظر ذهنی با یک شخص یا چیزی به منظور فهمیدن احساسات و منظور او است " ( کلارک[27] و گبیل[28] ، 1993 ) .

هر پاسخ همدلانه از ابعاد شناختی و عاطفی تشکیل می شود و اصطلاح همدلی حداقل به دو شیوه مورد استفاده قرار می گیرد : یکی به معنی یک پاسخ غالبا شناختی و فهمیدن چگونگی احساسات دیگران و دگری به معنی وجود یک اشتراک عاطفی با دیگری است . شناخت شامل دریافت علائم  و تفسیر درست ، منطقی و ذهنی آنها می باشد . همچنین شناخت شامل تشخیص پاسخ مناسب می شود. عاطفه نیز به معنای نمایان ساختن احساس دیگری ، در خود به منظور همسان سازی با آن فرد است.

مراحل تحول همدلی

بسیاریازمختصصان تحولی نگرمعتقدند طی چهار مرحل ، احسان همدلی ودلسوزی کودکان رشد می یابد (پاتن 2001 )

مرحله اول- درخلال سال اول زندگی اتفاق می افتدوبا" اندوه کلی" مشخص می گردد و شامل احسان نوزادی است که صدای گریه نوزاد دیگری رامی شنود.

مراحله دوم- بین سال اول ودوم زندگی اتفاق می افتد وبه آن همدلی خودمیان بین[29] گفته می شود که "در سن نوپایی مشاهده می شود" در این مرحله کودک با گریه اندوه کودک دیگر شروع به ناله کردن می کند.

مراحله سوم- در حدود2تا3سالگی اتفاق می افتد وهنگامی است که کودکان باهیجان های دیگری غیر از اندوه نیز همدلی می کنند .این هیجانات می تواند شامل یاس[30]،ترس، تعجب[31]، غم[32] ،خشم[33] ولذت[34] باشند. به این سه مرحل اول همدلی "همدلی برای احساس دیگران" گفته می شوند.

مراحله چهارم- مربوط به دوران بعد از کودکی یعنی سنین 8سالگی است که "همدلی برای شرایط زندگی دیگری" نامیدهمی شود. در این زمان کودکان تجربه های وسیعتری داشته ودرک بهتری از مفاهیم انتزاعی دارندکه آن ها در قادر می سازد تا با تصویر پردازی بتوانند درد ولذت دیگران (به صورت  فردی یا گروهی ) را بهتر درک کنند ( بارنت وبارنت، 1998،توریل، 1998). کلارک و گیبل (1993) مراحل تحول همدلی از 8ماهگی تا12سالگی درجدول زیر خلا صه کرده ا ند :

 

مراحل تحول همدلی و دوست داشتن از 8 ماهگی تا 12 سالکی                    

سن

ویژگی ها

مثال ها

 

18-8 ماهگی

کودک می تواند بفهمد که رفتارش می تواند ، دیگری را خوشحال یا ناراحت کند.

اگر من برای او شکلک در بیاورم ، او به من لبخند می زند.

کودک از روی رفتار کلامی و غیر کلامی متوجه آموزشهای بزرگسالان در مورد رفتار محبت آمیز می شود.

آموزش بزرگسالان به صورت " با بچه ملایم رفتار کنید ." از بزرگسال خواسته می شود تا با انگشت به طور ملایم به گونه و به گردن کودک ضربه بزند و کودک می تواند در این حالت رفتار صمیمانه بزرگسال را بفهمد.

 

3-2 سال

کودک شروع به نشان دادن رفتار همدلانه می کند.

کودک ممکن است به طور خود به خود دوست گریان خود را دلداری بدهد.

کودک غالبا درخواستهای بزرگسالان را اجابت می کند . مخصوصا درخواست بزرگسال در مورد رفتار مسوولانه اجتماعی را قبول می کند.

کودک بیشتر مایل است که بگوید " خواهش می کنم" و "متشکرم" و در تمیز کردن خانه و کلاس به دیگران کمک می کند .

6-4 سال

کودک شروع به تشخیص مفهوم نسبت می کند.

تکه کیک بزرگتر مال من است.

کودک متوجه می شود که ممکن است رفتار خودخواهانه غلط باشد.

اگر من تمام اسباب بازیها را بردارم ، هیچکس قادر به بازی با آنها نخواهد بود.

 

کودک در خیلی از انواع رفتار همدلانه پیشرفت می کند.

 

کودک می تواند مشارکت کند ، راحت باشد ، حمایت کند و تقویت شود.

کودک می تواند طرح پیشرفته ای برای انجام برخی چیزهای که برای دیگران خوب است ، داشته باشد.

من می توانم لباس های زمستانی ام که برایم کوچک شده ، را به کسانی بدهم که به قدر کافی لباس زمستانی ندارند.

 

 

12-6 سال

کودک می تواند از دیگری چشم انداز داشته باشد و می تواند دلایل احتمالی اعمال و احساسات دیگران را تشخیص دهد.

سارا امسال به جمع ما پیوسته است ، من تعجب می کنم که او هنوز نتوانسته است دوستان جدیدی پیدا کند و تنها مانده است.

کودک می تواند درست را از غلط تشخیص دهد و درباره چیزهایی که ممکن است بعد از انجام چیزهای اشتباه اتفاق بیافتد فکر کند.

تقلب ، کردن در طول یک بازی شطرنج اشتباه است . اگر من تقلب بکنم و بازی را ببرم ، بعد احساس گناه خواهم کرد .

با کمک ، بزرگسال کودک می تواند معنای رفتار خودش را برای دیگری تشخیص دهد.

اگر من دوستم را برای مهمانی ام دعوت نکنم ، ممکن است احساس کند که من با او قهر هستم.

کودک شروع به گسترش درونی کردن رفتار محبت آمیز می کند و می تواند رفتار دوستانه را بدون تشویق از طرف بزرگسالان افزایش دهد.

کودک سعی می کند " عمل اشتباه خود را جبران کند" کودک احساس گناه را بدون مداخله بزرگسالان تجربه می کند ، ممکن است او به رفتار اشتباه خود اعتراف کرده و معذرت خواهی کند.

 

گامهای لازم والدین برای آموزش همدلی

 

الف) یادگیری گوش دادن فعال

در وهله اول لازم است که شخص واقعا بخواهد درباره شخص دیگر چیزی بداند و سپس ازمواردی که مانع گوش دادن دقیق می شوند ، اجتناب کند . مانند مقایسه کرئن خود با فرد گوینده ، سعی در ذهن خوانی ، قضاوت در مورد دیگری ، غرق شدن در رویاهای روزانه ، یادآوری تجارب شخصی ، انتخاب برخی از قسمت هایی که فرد گوینده تعریف می کند، آرام کردن شخص دیگر ( شما درست می گویید ، البته ، من قبول دارم واقعا ...) ، تایید خودکار هر چیزی به دلیل وجود این موانع . ما در عرض چند دقیقه ، فقط 65% از آنچه را که به ما گفته می شود به خاطر می سپاریم و دو ماه بعد ، حجم یادآوری ما به 25% می رسد. بنابر این گوشدادن فعال، همیشه راحت نیست. تمرکز ما فقط 20-15دقیقه است. برای گوش دادن فعال، باید به هنگام لزوم ودر صورت ابهام، سوالاتی به منضور روشن سازی مطالب شود. همچنین با گوینده ارتباط چشمی بر قرار شود وبه موقع از تکان دادن سر استفاده شود، بدن به طرف فرد گوینده متمایل شده وبا لبخند او را تشویق کنیم تا به گقتگوی خو ادامه دهید واز کلمات (آه،هاو...)استفاده شود.

ب) فهمیدن موارد موجود در پاسخ همدلانه

یک شنونده باید به موقع پاسخ بدهد وبه گونه ای رفتار کند که گوینده متوجه شود که واقعا حرفای او،درک شده است 0 پاسخ همدلانه ،حتی ازگوش دادن نیزپیچیده تراست0 هیچکس کامل نیست ،اغلب وقتی برآشفته می شویم،تمایل داریم احساساتمان رابا یک شخص فهمیده درمیان بگذاریم0یک ردبااحساس همدلی خوب براحساسات گوینده نه براعمال ومحیطش،تمرکزمی کند0                                                    

 

عوامل موثربرتحول همدلی

01نقش والدین

درحالی که فرهنگ ومزاج کودک روی آمادگی اوبرای همدلی ودلسوزی تاثیرگذاراست،شواهدمحکمی نیزوجود دارند که نشان میدهند شیوه تربیت والدین برتحول رفتار همدلانه کودکان اثر می گذارد     (بارنت وبارنت ،1998،کوهن،2000) کوهن (2000) شش روش را برای والدین معرفی کرده است که والدین با استفاده از آنها می توانند رفتارهای همدلی ، مراقبت واعمال جامعه پسند را در در کودکان ترغیب کنند . این روش ها در زیر آورده شده اند:

الف) ترغیب دلبستگی ایمن وتغذیه در خلال نوزادی 

ب) راهنمایی وتوزیح دادن والدین به کودکان به این ترتیب که رفتار خود خاهانه یا

پرخاشگر چگونه به دیگران صدمه می زند :"شما وقتی توپ را از برادرتان گرفتید ، او را به گریه انداختید".

ج) الگوسازی

د)ترویج یک تصویر جامعه از خود، به این ترتیب که والدین باید فرصت تجربه مراقبت و کمک کردن را برای فرزندانشان مهیا کنند ، مانند مراقبت از خواهران وبرادر کوچکتر، خرید کردن برای یک همسایه بیمارو غیره.

ه) مشارکت عملی،به این ترتیب که والدین باید فرصتهای را برای یادگیری وبازی مشارکتی برای کودکانشان فراهم کنند.

و)جدی گرفتن کودکان، به این ترتیب که والدین باید کودک را به عنوان شخصی که احساس می کند ، انتخاب می کند ، سوال می کند و می تواند به یک روش مقاربتی و  همدلی رفتار کند ، درک کنند .

از آنجا که هسته ای ترین هیجان برای رشد و تحول اخلاق کودکان ، همدلی است . سعی ما بر این است که این مهارت اصلی را در کودکان تحریک کنیم و زمینه را برای موفقیت کودکان در مراحل بعدی فراهم کنیم(کاتن، 2001).

2. نقش جنسیت

زنان در همه سنین از همدلی بیشتری برخوردار هستند ، به ویژه همدلی آنها موثرتر است ( بارنت، 1980 و آیزنبرگ و موسن ، 1978).

 

3. نقش سن

بزرگسالان احساسات و درک همدلانه بیشتری را در مقایسه با کودکان از خود نشان می دهند . کودکان سنین بالاتر عاطفی تر بوده و از نظر اجتماعی مثبت تر از کوچکترها هستند ( هیوز و تینگل[35] و سوان[36] ، 1981 به نقل از کاتن ، 2001 )

4. نوعدوستی و همدلی

دو عامل تعیین کننده اصلی نوعدوستی عبارتند از همدلی و نقش پذیری . همدلی یعنی توانایی احساس کردن احساس دیگری و نقش پذیری یعنی ظرفیت درک احساس دیگری. البته همه محققان به رابطه بین همدلی و رفتار جامعه پسندانه اعتقاد ندارند.با این وجود ، بین نقش پذیری و نوعدوستی رابطه معناداری به دست آمده است . در مطالعه ای نشان داده شد که کودکان 6 ساله ای که آموزش همدلی دیده بودند ، بیشتر مایل به کمک به کودکان نیازمند بودند. در حقیقت افزایش مهارتهای نقش پذیری ، می تواند رفتار نوع دوستانه را ارتقاء دهد . به طور خلاصه رفتار نوع دوستانه از مجموعه رفتارهای بسیار پیچیده و چندگانه تشکیل شده است ( هترینگتون[37] و پارکی [38]، 1986).

آموزش همدلی

تحقیقات انجام شده در مورد آموزش همدلی نشان داده اند که آموزش همدلی باعث احساس های همدلانه و درک رفتار اجتماعی می شود . این برنامه از کودکی تا بزرگسالی کاربرد دارد . مولفه های اصلی که برای آموزش همدلی حائز اهمیت هستند ، شامل موارد زیر می شوند ( کاتن ، 2001 ) . این موارد از نتایج پژوهش هایی حاصل شده اند که روی آموزش رفتار همدلانه تمرکز داشته اند :

1- آموزش ادراک بین فردی و پاسخدهی همدلانه عبارت است از یک رویکرد شناختی که در آن کودک یاد می گرد همدلی چیست ؟ چگونه تحول می یابد ؟ چگونه تشخیص داده می شود ؟ تفاوت همدلی در خود با همدلی دیگری چیست و چگونه کودک باید به دیگران پاسخ مثبت بدهد تا ادراک همدلانه خویش و مهارتهای همدلی را گسترش بدهد .

2- تمرکز اولیه بر احساسات خویش : انواع متفاوت احساسهای تجربه شده و اینکه چه احساسهایی با انواع موفقیت همراه است به این معنا که تمرکز بر احساس خویش ، زمینه ساز رشد همدلی در فرد می شود.

3- تمرکز بر مشابهت خود با دیگری : شامل فعالیتهایی می شود که موجب تمرکز توجه روی مشابهت بین خود و دیگری می گردد که این مولفه برای رشد عاطفی و شناختی همدلی بسیار موثر است .

4- ایفای نقش : گرفتن نقش که هم روی بعد شناختی و هم بعد عاطفی تاثیر دارد.

5- انجام تمرین و تصویرپردازی : تکرار تمرین در چشم انداز دیگران ، از تلاش های متناوب یا تک موردی موثرتر است.

6- مواجهه با محرک های تحریک کننده هیجانی

7- نسبت حالت مثبت : که به قدرت درک معانی رفتار و درک همدلانه اشاره دارد .

8- الگوسازی رفتار همدلانه : الگوسازی از والدین و از گفتگوی همدلانه بیشتر ، روی همدلی بچه ها و رفتار جامعه پسند او اثر می گذارد . حتی وقتی معلمان ، الگوی طراحی شده ارزشها هستند ، بچه ها بیشتر خودشان را با آنها تطبیق می دهند در مقایسه با زمانی که تنها آگاهی آنها نسبت به رفتاری که باید باشند افزایش می یابد .

9- مطالعه اشخاص عاطفی مشهور : مانند فلورانس نایتینگل [39]، مارتین لوترکینگ [40]، مادر ترزا[41] ، در مورد جامعه ایرانی ، تعریف داستانهای مربوط به صحنه های کربلا ، زندگی ائمه اطهار (س) می تواند باعث گسترش همدلی شود.

نکاتی برای مربی

کودکان نه تنها باید یاد بگیرند با هیجانهای درونی خود هماهنگ شوند ، بلکه باید هماهنگی با احساسهای دیگران را نیز فرا بگیرند . همدلی ، پاسخی عاطفی متناسب با هیجان خود فرد به آشفتگی دیگری است . تحقیقات نشان می دهند که :

1-  مادرها و مربیانی که رفتارشان نسبت به کودکان پیش دبستانی مبتنی بر پاسخدهی[42] ، غیر تنبیهی[43] و غیر زورگویانه[44] است ، کودکانی تربیت می کنند که از توانایی همدلی شناختی و عاطفی قویتری برخوردارند ( آیزنبرگ[45]  و ماسن[46] ، 1987 ؛ کاستنبام[47] ، فاربر[48] و سروف[49] ، 1989 به نقل از کاتن[50] ، 2001 ) .    

2- هر چه کودکان دلیل رفتارشان را بیشتر بدانند و اطلاعات بیشتری درباره تاثیر رفتارشان بر دیگران و اهمیت مشارکت داشتن دریافت کنند ، همدلی و رفتار اجتماعی در آنها بیشتر تقویت می شود .

3- اگر مربیان و والدین رفتار همدلانه را برای کودکان الگوسازی کنند و نسبت به آنها همدلی کنند ، نگرشهای جامعه پسندانه در کودکان افزایش می یابد .

4- وقتی کودکی به دیگری صدمه می زند و درباره رفتارش توضیح دریافت می کند ، فضای همدلانه گسترش می یابد .

5- مربیان و والدینی  که کودکان را به بحث درباره احساسشان و مسایل به وجود آمده ترغیب می کنند ، رفتار همدلانه را در آنها گسترش می دهند .

همچنین تحقیقات نشان داده اند که الگوسازی والدین از رفتار همدلانه و مراقبتی نسبت به کودکان و نسبت به دیگران در جایی که کودکان حضور دارند ، رابطه محکمی با تحول نگرشها و رفتارهای جامعه پسندانه کودک دارند ( کوهن و دیگران ، 1991 به نقل از کاتن ، 2001 ) همچنین نقش مربیان در کنار والدین در تحول همدلی چشمگیر است . چنانچه در تحقیقی نشان داده شده است که مربیان و والدینی که کودکان سن مدرسه را به بحث درباره احساس و مسائل شان ترغیب می کنند به تحول همدلی در آنها کمک می کنند . البته خصوصیلت کودک نیز در رشد همدلی بیتاثیر نیست ، نتایج یک تحقیق نشان می دهد که استدلال عقلی با کودکان ، حتی اگر اندک باشد ، درباره تاثیرات رفتارشان بر دیگران و اهمیت دادن به مشارکت و مطلوب بودن ، در ارتقاء همدلی و بهبود رفتار اجتماعی موثر است ( کوهن و دیگران ، 1991 به نقل از کاتن ، 2001 ) تحقیقات نشان داده اند که وقتی کودکان به دیگران صدمه می زنند و یا باعث آشفتگی دیگران می شوند ، اگر به آنها توضیح داده شود که چرا این رفتار صدمه زننده است ، این کار روی رشد همدلی کودکان تاثیر مثبت دارد ( کوهن ، 1991 ؛ زهن[51] ، رادک[52]، 1979 به نقل از کاتن ، 2001 ).

همچنین تحقیقات اشاره می کنند که عوامل زبیر با رشد همدلی رابطه منفی دارد ، یعنی همدلی افراد را ضعیف می کنند :

1-  تهدید یا تنبیه بدنی

2- مراقبت غیرمنسجم و ناپایدار از کودک ( جدایی ، طرد و نادیده گرفتن کودک )

3- آزار و سوء استفاده از کودک

4- تشویق های بیرونی و رشوه دادن به کودک ( تشویق با جهت گیری بیرونی ، تشویقی است که کنترل درونی کودک را ضعیف می کند و بیشتر او را به کنترل شدن توسط دیگران وابسطه می کند و یا اینکه فرد نه بخاطر خودش ، بلکه صرفا به خاطر دیگران کاری را انجام می دهد. )

در این کتاب ، تلاش بر این است که بتوانیم مهارت همدلی را در کودکان تحریک کنیم و زمینه را برای موفقیت کودکان در مراحل بعدی فراهم کنیم .

شرایط موفقیت مربی    

شرط اینکه یک مربی بتواند همدلی را به کودکان منتقل کند و در آموزش این مهارت موفق شود این است که خود الگوی مهارت همدلی باشد . بنابراین باید مهارتهای زیر را در خود تقویت کند:

1- گوش کردن فعال

مطمئن شوید که همه کارهایتان را کنار گذاشته اید و فقط به کودک نگاه می کنید و به دقت به حرفهایش گوش می دهید و در مواقع مناسب عکس العمل های مناسبی از خود نشان می دهید.

2- انعکاس احساس

مطمئن شوید که کودک را فهمیده اید . مانند اینکه وقتی او با خشم موضوعی را تعریف می کند ، شما در پاسخ بگویید که " این موضوع احساسات تو را جریحه دار کرده و تو را عصبانی کرده است "

3-  انعکاس کلام

مطمئن شوید که متوجه منظور کودک شده اید . می توانید برخی از جملات او را تکرار کنید . مثل اینکه کودک بگوید : " من........" و شما در پاسخ بگویید : " با اینکه هوا سرد است ، ولی تو احساس گرما می کنی . "

همچنین مربی باید از رفتارهای زیر اجتناب کند:

1- انکار احساس

مربی برعکس پذیرش احساس عمل می کند . مثل اینکه : کودک کتش را در بیاورد و شما بگویید : " تو متوجه نیستی هوا سرد است . کتت را بپوش . "

2- برچسب زدن

مربی با دیدن یک مورد یا چند مورد از رفتاری ، یک برچسب به کودک بزند . مثل این که بگوید : " تو شیطانی " یا " تو بچه بی احساسی هستی ".

3- حمایت غیر منطقی از کودکان

مربی برای حمایت کودکی که به کودکی دیگر آسیب زده بگوید : " حواسش نبود ." یا " شیطان گولش زده."

4- پذیرش مشروط کودکان

مربی به کودک بگوید : " اگر ........ را انجام بدهی ، بچه خوبی هستی ." یا " اگر.........را انجام بدهی ، همه دوستت خواهند داشت."

5- پاسخ دادن کلامی بی جا

مربی بدون در نظر گرفتن گفته های کودک ، فقط درصدد پاسخگویی برآید و بخواهد که چیزی گفته باشد ، ولو بدون ارتباط به صحبتهای کودک . روزی که قرار است آموزش را شروع کنید به احساس خودتان فکر کنید ، آیا احساس خودتان را می پذیرید ؟ آیا می توانید احساس خودتان را توصیف کنید ؟

- به رفتار کودکان توجه کنید و از میان رفتار آنها مثال هایی برای بحث پیدا کنید .

- با مقدمه ای برای کودکان شروع کنید ، این مقدمه باید شامل سوال و جواب درباره انواع احساس باشد.

بنابراین در این واحد کاری باید بتوانید در زمینه محورهای زیر فعالیت کنید :

1- نسبت به کودکان ابراز احساسات کنید .

2- خود را به جای آنها بگذارید و این را به کودک بفهمانید که توانسته اید این کار را انجام دهید .

3- برای کودکان انگیزه ایجاد کنید تا نگرانی های خود را بیان کنند.

4- از رفتار کودکان تعریف و تمجید کنید.

5- به کودک کمک کنید تا توجه او جلب و متمرکز شود ( علایق مشترک بین مربی و کودک )

6- به کودک کمک کنید تا حس گفتگو اعم از گفتاری و غیر گفتاری را در خود پرورش دهد.

7- به کودک کمک کنید تا بتواند از طریق قصه و داستان تجربیات خود را غنی تر کند ( مقایسه قهرمان های داستان ها)

امکانات لازم برای آموزش

1- تصاویری از انواع احساس ها

2- عروسک های انگشتی جهت نمایش عروسکی

استفاده از کارتونهای به خصوص قسمت هایی که بیانگر همدلی است .

3- وسایل نقاشی

مدت آموزش : 4 روز تا یک هفته به عنوان واحد کار

- این برنامه طی پنج کارگاه آموزشی داده می شود.

آموزش گام به گام همدلی

ابتدا کودکان را برای آموزش واحد کار همدلی آماده کنید ، از فن "بگو مگو" استفاده کنید . یعنی یک قسمت از جمله را بر اساس آگاهی های کودکان بگویید و منتظر بمانید تا بقیه صحبت شما را آنها حدس بزنند . به عنوان مثال بگویید :

" بچه ها فکر می کنید امروز درباره چی می خواهیم صحبت کنیم؟" و...

گام اول

آشنایی با احساس های فیزیولوژیک مانند : گرسنگی ، تشنگی ، خستگی ، سرما ، گرما . در مرحله اول ، برای ایجاد توانمندی همدلی لازم است کودکان احساس های فیزیولوژیک خود را بشناسند و آنها را از هم متمایز کنند . سپس باید بتوانند احساس های فیزیولوژیک دیگران را هم تشخیص دهند.

روش

1- بحث (سوالو...)

2- استفاده از تصاویر

3- تعریف داستان

4- ایفای نقش

شاخص های موفقیت

- شناسایی احساس خود

- شناسایی از روی تصویر

- شناسایی احساس دیگری

- بیان احساس خود

 

 

گام دوم

آشنایی با احساس های روان شناختی نظیر : غم ( ناراحتی ) ، عصبانیت ، خوشحالی. در وهله دوم ، کودکان باید با احساس های روان شناختی خود آشنا شوند و آنها را از هم متمایز کنند . پس از اطمینان از این مساله ، آنها باید بتوانند احساس های روان شناختی دیگران را تشخیص دهند .

روش

1- بحث (سوالو...)

2- استفاده از تصاویر

3- تعریف داستان

4- ایفای نقش

شاخص ها

- شناسایی احساس خود

- بیان احساس خود

- شناسایی از روی تصویر

- شناسایی احساس دیگری

گام سوم

تمرکز بر مشابهت و تفاوت احساس خود با دیگری و تاکید بر احساس خود . در وهله سوم ، کودکان باید تشابه احساس خود را با فرد دیگر بشناسند و سپس بتوانند تشخیص دهند که چه کسانی از بین کودکان ، احساسی متفاوت با آنها دارند .

روش

1- بیان احساس

2- توصیف مشابهت

3- ایفای نقش ( به خصوص برای کودکانی که پرخاشگر هستند یا پاسخ همدلی ضعیفی دارند.)

4- توصیف تفاوت احساس ها

شاخص ها

- توصیف رفتار دیگری ( تو الان خیلی ناراحتی که مامانت دیر آمده دنبالت ...) یا ( این حالو داری ، دوست داری داد بزنی به خاطر اینکه خیلی عصبانی هستی ...)

- سوال از احساس دیگری ( حالا این کار رو کردی چه احساسی داری)

- مشابهت احساس ( من وقتی جایزه دریافت می کنم خیلی خوشحال می شم...)یا( من هم به خاطر اینکه کسی مداد رنگی مو برداره ناراحتم...)

- انعکاس احساس خود ( وقتی از اینجا رفتی به خانه ، چه احساسی داشتی؟... وقتی بازی کردی چه احساسی داشتی؟)

- تشخیص افراد متفاوت از خود از نظر احساس های روان شناختی.

گام چهارم[53]

تقویت پاسخ های همدلانه

روش

1- پذیرش احساس

2- قرار دادن فرد در شرایطی که همدلی امکان پذیر است ( دادن خوراکی به کسی که گرسنه است)

3- استفاده متناسب از روش رفتاری، القای شناختی یا روش تلفیقی

 

 

 

شاخص های سنجش همدلی

شاخص هایی که در زیر می آیند ، طی فرایند مصاحبه یا پرسشنامه برای سنجش رفتار همدلانه کودکان مورد استفاده قرار می گیرند:

1- پاسخدهی متناسب

2- اجتناب از تنبیه و تحریم عاطفی

3- بیان احساس

4- پذیرش احساس

5- عدم انکار احساس دیگران

6- تمایل به مشارکت و سهیم شدن

7- خود را به جای دیگری گذاشتن

8- تخمین عواقب کار

9- نادیده گرفتن عصبانیت دیگران . مثال :" وقتی اینطوری با من حرف می زنی ، صداتو نمی شنوم."

10- توضیح اوضاع از دید دیگری . مثال " به نظر تو اوضاع از دید او چطوریه؟"



[1] Selfhood.

[2] . impulses

[3] Mishel,W.

[4] Metzner,R

[5] Brody

[6] Shaffer

[7] Problem Solving

1 . ما در تجربه خود ، از کلمه طرح استفاده کردیم.

1. برنامه بیان احساس و فکر برنامه ای است که طی آن مربی(مادر) به کودک یاد می دهد چگونه احساس خود را بیان کند و چگونه درباره احساس خود حرف بزند یا در حین انجام کار ، افکار و احساسات خود را به زبان بیاورد. این شکل از آموزش را در بخشی از فصل آموزش همدلی ذکر می کنیم.

[10] برای آشنایی بیشتر با روش های تنش زدایی ، می توانید به کتاب « شیوه های درمانگری اضطراب و تنیدگی» تالیف مسعود جان بزرگی و ناهید نوری. تهران. انتشارات سمت .1383.مراجعه کنید.

[11] .Newcomb,A.F.

[12] Bagwell,C.

[13] Walker,HM.

[14] Schwarz.I.

[15] Nippold,M

[16] Irvin,L.

[17] Noell,J.

[18] empathy

[19] Berger,M.L

[20] Patten,p.

[21] Haffman,M.L.

[22] compsassionate

[23] cooperativey

[24] Eisenberg,N.

[25] Fabes,R.A.

[26] Turiel,E.

[27] Clark,J.A

[28]Gable,S.2

[29] Egocentric empathy

[30] disappointment

[31] surprise

[32] sadness

[33] anger

[34] enjoyment

[35] .Tingle,B.A.

[36] Sawin,D.B

[37] Hetherington,M.

[38]Parke,R.D

[39] FloranceNightingle

[40] LutterKing,M.

[41] Mother Theresa

[42] responsive

[43] nonpunitive

[44]Non authoritarian

[45] Eisenberg,N

[46] Mussen,P.

[47] Kastenbam,R.

[48] Farber,E.A

[49] Sroufe,L.A

[50] Catten,K.

[51] Zahn,W.

[52] Radke,Y.

[53] . در این مرحله یک کارگاه با هدف یادگیری مفاهیم همدلی اجرا گردد .

برای هر یک از گام ها یک کارگاه اجرا کنید.

سمیه علیزاده

[ سه شنبه هفدهم خرداد 1390 ] [ 13:34 ] [ علی اصغر شاملو ]
درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
امکانات وب